|
خانه ی فرهنگ گیلان
|
||
|
شرح اخبار/گزارش هاوعملکردخانه فرهنگ گیلان |
حلقه ی شاعران ۵ شنبه ها همیشه ی خانه ی فرهنگ گیلان در تاریخ ۲۷-۴-۸۷ به نقد و بررسی دو مجموعه شعر "قصیده های سپید" و " پنج سپیده به دختر لوقا"اثر حسین طوافی خواهد نشست.
شرکت برای عموم آزاد است.
مکان: رشت خیابان طالقانی -مقابل صفاری - بن بست نصرالله زاده- خانه ی فرهنگ گیلان
زمان: ساعت ۱۸
روابط عمومی خانه ی فرهنگ گیلان:حلقهی شاعران 5 شنبهها همیشه ی خانه ی فرهنگ گیلان در تاریخ 30-3-87 به نقد وبررسی مجموعه شعر تو/تهران/1387 با حضور شاعر این مجموعه - آرش نصرت اللهی - نشست.
در این نشست ابتدا علیرضا پنجه ای مسوول گروه شعر خانهی فرهنگ گیلان به معرفی شعر آستارا پرداخت و گفت: سال ها پیش در آستارا ما فقط با چهره هایی چون بیژن کلکی ،منصور بنی مجیدی و اکبر اکسیر مواجه بودیم اما به هر حا خوشحالم که امروز می بینم چهره هایی چون نصرت اللهی از شاعران جوان تر این سرزمین است و توانسته خود را به عنوان یکی از شاعران برگزیده ی شعر صلح مطرح کند.
پنجه ای در باره ی شعرهای نصرت اللهی گفت:شعرهای نصرت اللهی را وقتی می خوانی می بینی زندگی خود اوست. او شبیه کس دیگری شعر نمی گوید. شعر او بسیار سالم زیست می کند و از آفت های شعر امروز به دور مانده. من نصرت اللهی را به خاطر وجود جوهره ی شعر در کارهایش شاعر می دانم. چرا که بسیاری از شعرهای امروز از وجوه چنین جوهره ای بی بهره هستند.
نصرت اللهی سپس چند شعر اخیر خود را (خارج از شعرهای مجموعه) برای دوستان حاضر در جلسه خواند.
سپس از یکایک دوستان حاضر در جلسه خواسته شد تا بدون ملاحظه کاری نظرات خود را چه به صورت مکتوب و شفاهی بیان کنند.
یاسر متاجی عنوان کتاب را جالب دانست و گفت: شعرهای این مجموعه یک دست نیستند. شاعر سعی کرده کوتاه نویسی را در اولویت کاری خود قرار دهد. برخی از شعر های این مجموعه نیز گرایش به اشیاء دارند. یکی از چیزهایی که در این مجموعه فراموش شده به گمان من حرکت در حوزه ی زبان است.
متاجی افزود: هر کجا که شاعر از عینیت دست کشیده و به ذهنیت نزدیک شده موفق تر بوده است و....
اسماعیل حبیبی گفت: من فکر می کنم شعرهای این مجموعه ضعف عمومی ندارند. اما نکاتی دیده
می شود که بیان آن لازم به نظر می رسد. آیا این همه تجربه توانسته دست شاعر را بگیرد؟ آیا شاعر همه ی این تجربیات بیان شده را تجربه کرده است؟
حبیبی معتقد بود زبان در شعرهای این مجموعه نقش عاطفی دارند و در ادامه افزود: مخاطب در اکثر شعرها یک نفر است. نقش ادبی زبان به نظر بسیار کمرنگ است. اما نکته ی دیگری که بسیار به چشم می آید این است که شاعر مجذوب حیطه ی درونی خود (دنیای شخصی خود) است و از لاک خود کمتر بیرون می آید. این فرآیند سبب می شود که ما با دایرهی واژگانی محدودی مواجه شویم.
مهدی رضازاده گفت: من یاد جملهای از اکتاویو پاز افتادم که میگفت:"شاعران زندگی نامه ندارند آثارشان زندگی نامه ی آن هاست". من پیش از این نشست آقای نصرت اللی را ندیده بودم اما با شعرهایش آشنا بودم.
رضازاده در ادامه افزود: زبان عاطفی شعرها عاملی جهت برانگیختن احساسات مخاطب شده است و ....
عباس گلستانی گفت: ساختن جهانی از واژه و هنجار زدایی از قوانین جاری این مجموعه است. شعر محبوب به نظر من شعری است که اکثریت خاموش را به سوی خود بکشاند.
گلستانی در ادامه افزود: نگاه شاعر نگاه جامعه شناختی است و ...
کامران دهلوی نژاد معتقد بود شاعر این مجموعه هنوز نتوانسته به زبان فارسی مسلط شود و آن را خوب بشناسد. او حتی سعی نکرده در گزینش شعرهایش وسواس بیشتری به خرج دهد.
دهلوی نژاد گفت:شاعر جهان بینی قابل قبولی دارد. دغدغههای دوست داشتنی دارد که همه با آن ارتباط برقرار میکنند. اما متاسفانه احساس برانگیز نیستند. بیشتر در حوزهی اندیشه باقی می مانند.
کوروش جوانروح گفت: شاعر رفتاری سالم و زبان سلیسی دارد. عدم قطعیت کارکرد شعر را در ذهن مخاطب چند برابر کرده است.
وی افزود: حضور بیش از اندازه ی معشوق در اشعار شاعر نکتهی ضعف کار به نظر می رسد چون یک گفتمان دو نفره ی شخصی را پدید می آورد که شاعر را در وضعیت چند صدایی قرار نمی دهد.
مزدک پنجه ای گفت: موضوعاتی چون نفت، غذا، جنگ و صلح بیشترینه ی دغدغه ی شاعر است. این طور به نظر می رسد که او نماینده ی سازمان ملل برای بیان چنین مفاهیم کلانی در شعر است.
به اعتقاد پنجه ای زبان در شعرهای نصرت اللهی روایی – تصویری است. شاعر آن قدر مخاطب را در روایت غوطه ور می کند که جایی برای تصویر باقی نمی گذارد.
او در پایان افزود: کلمه به تنهایی نمی تواند تصویر گر فاجعه باشد گاهی باید از درون فاجعه به بیرون نگریست.
قلی زاده گفت:رد پای بعضی ها در بعضی کارهای این مجموعه کاملاً مشهود است. به اعتقاد من طنز در این شعرها جز نکات ضعف شاعر است چون از پس آن برنیامده و طنز تنه به لطیفه زده است.
او در ادامه افزود: بسیاری از شعرها شکلی کلاژ گونه دارند. من احساس می کنم چیزی شاعر را مجبور به متفاوت نویسی می کند. اما چون تجربیات او در حد عینیت می ماند به توفیق نمی رسد.
علی رمضانی گفت: نصرت اللهی بسیار اخلاق محور است. شعری که مفاهیم صلح را مورد تقدیر قرار می دهد به نظر من ارزش پاسداشت دارد.( رمضانی نقد مکتوب بلندی نوشته بود که به علت کمبود وقت تنها بخشی از آن را خواند)
نصرت اللهی در پایان ضمن تشکر از خانهی فرهنگ گیلان و دوستان در حلقه گفت: من دوست دارم شعری بگویم که شاد باشد. شعرهای امروز بسیار غمگنانه و ناامیدوارانه است. من چون زبان مادری ام آذری است، سعی می کنم از زبان آذری و امکانات بسیاری که در اختیار من قرار می دهد، بهره ببرم.
لازم به ذکر است چیزی حدود 40 نفر در این نشست حضور داشتند و 10 نقد مکتوب در کنار نقدهای شفاهی خوانده شد. متاسفانه به علت کمبود وقت تنی چند از دوستان که خود را از دور و نزدیک(رشت،صومعه سرا،انزلی،لاهیجان،سیاهکل،لنگرود،نوشهر،رودبار،تهران و ...) به این جلسه رسانده بودند مجالی برای بیان نظرات خود نیافتند.
جلسه ساعت 18 آغاز و 21:30 پایان یافت.
گروه داستان خانه ی فرهنگ گیلان در تاریخ 31-2-87 به نقد و بررسی رمان "مفید آقا" اثر مرتضی کربلایی لو نشست.
در این نشست ابتدا حسین نوروزی پور( نویسنده) به زبان اثر اشاره کرد و گفت: " زبان کار بسیار خوب بود. به نظرم در این رمان مخاطب با فصل های متنوعی رو به رو بود که کار را جذاب کرده بود اما بخش هایی نیز به اطناب رفته بود مانند ص 9 کتاب پاراگراف 2".
وی ادامه داد: در پاره ای از نقاط نیز ضعف تالیف احساس می شد. مثل "یک بار یک مشت توی پیاده رو می رفتیم که تنه زد".
نوروزی پور در باره ی شخصیت دنیز در رمان افزود: باید صدایی از این زن در رمان می بود. چون اتهامات زیادی در داستان به این زن وارد شده است. اما صدایی از این زن را در اثر نداشتیم.
او همچنین به اضافه بودن فصل های 18 و 19 اشاره کرد و گفت: به نظرم بیشتر تلاش نویسنده در این اثر این بود که روشنفکران را در این اثر بکوبد. همچنین در پاره ای از اوقات برخورد شخصیت های اثر بسیار سطحی شکل می گرفت.
این داستان نویس گیلانی در باره ی نوع نگاه نویسنده به روابط انسانی گفت: در این رمان نویسنده دنیای خاکستری انسان ها را شرح نمی دهد بلکه سعی دارد دنیای انسان ها را سیاه و سفید ببیند.
نوروزی پور این اثر را جزء رمان های موفق مذهبی شمرد چرا که نویسنده توانسته در این رمان اندیشه های اسلام را تبلیغ کند.
نوروزی پور در خاتمه افزود: شخصیت پدر خانواده که فردی جاهل بود خوب پرداخته نشده و نمایی که از این شخصیت داده می شود بسیار تاریک است. متاسفانه در این رمان ما با تعدد شخصیت روبه رو هستیم.
آقازاده (نویسنده) در باره ی این اثر معتقد بود : شروع کار بسیار خوب بود. نگاه نویسنده سمبولیک است. او سعی می کند با زبان نشانه با مخاطب حرف بزند .
این نویسنده در پایان گفت: بخشی از این رمان ملال انگیز شده بود.
خانم مقدسیان( نویسنده) نیز گفت: من فکر می کنم در این رمان نویسنده نرگس و دنیز را عاملی برای فساد داسنته است.
به نظر او این رمان، رمان تبلیغی بوده که نویسنده خواسته نوعی ایدئولوژی را ترویج دهد.
او در پایان افزود: من فکر می کنم این نگاه ایدوئولوژیکی کا رااز وضعیت هنری خود خارج کرده است.
خانم کریمی (نویسنده) گفت: در این کار ما با عشق، خیانت و جنایت مواجه هستیم. هر چند جنایتی روی نداده است. به نظر من بخش انتهای کار بسیار مردانه شده بود. یعنی همین قدر که زنانه نویسی امری مطلوب به شما نمی آید به نظ من مردانه نویسی انتهای کار آسیب بزرگی به اثر زده بود. این که زن را در یک نگاه مطلق عامل و منشاء فساد بدانیم.
کبری شالکویی(نویسنده) نیز گفت: دیالئگ های این رمان به نظرم بسیار عالی بود. نویسنده از زبان دو نسل حرف می زد و به مقایسه ی موقعیت های زندگی و اجتماعی آن ها می پرداخت. شالکویی معتقد بود نویسنده در ص 27 کتاب متن را به اطناب می کشاند.
فرامرز طالبی( نویسنده ) گفت: در این اثر چند دستگی در زمان وجود داشته و نویسنده نتوانسته هماهنگ عمل کند. زبان اثر نیست به نظرم زبان زندگی نیست. زبان اتوپیا است. به نظر طالبی با خوانده متن پشت جلد کتاب به سادگی مخاطب خواهد فهمید که زبان اثر زبان رمان نیست. او معتقد بود که این رمان بر اساس زبان داستان کوتاه نوشته شده است.
مزدک پنجه ای ( شاعر و روزنامه نگار) نیز در باره ی این اثر گفت: به نظرم نویسنده در بحث مدیریت رمان نتوانسته نمره ی قبولی کسب کند . او همان گونه که داستان کوتاه را مدیریت می کند خواسته رمان را نیز مدیریت کند.
وی ادامه داد: شخصیت ها به خوبی پرداخته نشدند یعنی مخاطب نمی تواند چندان با شخصیت ها همذات پنداری یا هم حسی کند.
پنجه ای معتقد بود نویسنده بیشتر از این که مخاطب را با تصیر جلو ببرد با کلمه جلو می برد یعنی کلمه ها در زایش تصویر موفق نبوده اند.
پنجه ای در خاتمه افزود: نقطه ی قوت این رمان زبان آن است. زبانی که وام گرفته از داستان کوتاه است. به نظر من نویسنده در 2 رمان خود ثابت کرده است که داستان کوتاه بهتر می نویسد.
|
|